ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
10
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« برگرد و بخواب . » او بازگشت . ولى جبرائيل دوباره آمد و با صدائى همانند صداى نخستين او را فرا خواند . او نيز بار ديگر به نزد شيخ رفت . اين بار شيخ به دو گفت : « اى فرزند ، برگرد و اگر باز تو را صدا زدم جواب نده . » در سومين بار جبرائيل بر او آشكار شد و او را آگاه ساخت از اين كه خداوند وى را به پيغمبرى برگزيده است . آنگاه به دو دستور داد تا كسان خويش را از خشم خدا بترساند و به خداپرستى فرا خواند . او نيز مردم را به خداپرستى خواند . نخست سخنان وى را دروغ انگاشتند . ولى بعد ، ازو پيروى كردند . او نيز رشته كارهاى ايشان را در دست گرفت و مدت ده سال ( يا به گفتهاى : چهل سال ) ايشان را سرپرستى كرد . كار بيداد و آزار عمالقه [ ( 1 ) ] و پادشاهشان ، جالوت ، بر بنى اسرائيل به قدرى بالا گرفته بود كه نزديك بود همهى آنان را نابود سازد .
--> [ ( 1 - ) ] عمالقه : يا عماليق : قومى از عرب بائده و از فرزندان عمليق ( يا عملاق ) بن لاوذ ابن ارم بن سام بن نوح بودند . آنان امتى بودند بزرگ ، با قامتى دراز و با تنومندى . و طبرى گويد : ( اممى ازين قوم در بلاد پراكندند . و از اين قوم است اهل عمان و بحرين و حجاز و ملوك عراق و الجزيره و جبابرهء شام و فراعنه مصر . ) عمالقه قومى باستانى و ساكن حجاز بودند و در عهد فراعنه ، مصر را گشودند و در بين سالهاى 2212 تا 1703 پيش از ميلاد مسيح در آن كشور